شهدا شرمنده ایم | صفحه اصلی تماس با ما عناوین مطالب پروفایل | ||
|
شبهه در خصوص بحث ولایت فقیه شبه3-اینکه میگویند«طرح بحث ولایت فقیه از ابداعات امام خمینی است و پیش از ایشان کسی این بحث را مطرح نکرده»درست است؟ «ولایت فقیه» جزو مسلمات فقه شیعه است. ایـــــن که حالا بعضی نیمه سوادها می گویند امام «ولایت فقیه»را ابتکار کرد و دیگر علما ان را قبول نداشتند، ناشی از بی اطلاعی است. امام بزرگوار این نقش ولایت فقیه را از من فقه سیاسی اسلام واز متن دین فهمیده و استنباط کرد؛ همچنان که در طول تاریخ شیعه و تاریخ فقه شیعی در تمام ادوار، فقهای ما این را از دین فهمیدند و شناختند و به اذعان کردند، ایم این جزو مسلمات فقه اسلام شناختند ودانستند؛وهمین طور هم هست. منبع:از بیانات مقام معظم رهبری در خطبه نماز جمعه تهران1387/3/14 بیانات مقام معظم انقلاب در مراسم پازدهمین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)1383/3/14 برچسبها: رهبر خوبان،شبهه در خصوص بحث ولایت فقیه, ولایت فقیه, , [ چهار شنبه 10 مهر 1392
] [ 14:48 ] [ خادم الشهدا ] شبهه در خصوص بحث ولایت فقیه شبهه2-ایا ولایتی که شما میگویید در کجای دین آمده است؟ایا میتوانید دلیلی قرآنی برای اثبات ولایت فقیه بیاورید؟ اتفاقا امام صادق (علیه السلام) نیز برای اثبات ولایت علما؛ از ایه قران استفاده کرده اند؛ان حضرت در روایتی که در اکثر تفاسیر معتبر روایتی امده است، می فرماید:< از جمله چیزهایی که به سبب ان،کسی مستحق امامت می شود؛پاکدامنی و پاکی از گناهان ومعاصی هلاکت باری است که [ادمی] را لایق اتش دوزخ می کند ودیگر، اگاهی روشن از تمام حلال ها و حرام هایی که مردم بدان ها نیاز دارند وسوم،علم به قران(وشناخت خاص وعام و محکم ومنشابه وناسخ ومنسوخ ان و...)> ابی عمرو زیبری پرسید:چه دلیلی وجود دارد برای انکه ویژگی های رهبری وامات، تنها در اموری است که شما فرمودید؟حضرت فرموند:<به دلیل این قول پروردگار که درباره کانی است که سوی خداوندایجاد حکومت اذن دارند وایشان را اهل حکومت قرار داده است؛<إنا أنزلنا التوراةَ فیها هدیً و نور یحکم بها النبیون الذین اسلموا للذین هادوا و الربانیون و الاحبار>؛ تورات را ما نازل کردیم که در ان هدایت و نور بود؛انبیاء که اسلام اوردندبا انا در بین یهودیان حکم می کردند، و همچنین ربانیون که مربیان مردم بودند وعلما،بر طبق ان در بین مردم حکوت میکردند>پس دسته دوم از پیشوایان،یعنی ربانیون،غیر از انبیاء هستند؛ انها کسانی هستند که مردم راباعلم خود تربیت می کنند.ودسته ی سوم یهنی احبار،همان علماء هستند و انها، غیر از دسته دوم یعنی ربانیونند.>>
برچسبها: ایا ولایتی که شما میگویید در کجای دین است؟ایا میتوانید دلیلی قرانی برا اثبات ولایت فقیه بیاورید؟, رهبر خوبان, شبهه در مورد ولایت فقیه, , [ دو شنبه 8 مهر 1392
] [ 20:40 ] [ خادم الشهدا ] شبهه در خصوص بحث ولایت فقیه
شبهه1- در دوران غیبت امام زمان(عج) که دسترسی به امام معصوم ممکن نیست،ایا بازهم تشکیل حکومت اسلام ضرورت دارد؟ از غیبت صغرا تاکنون که بیش از هزار سال میگذرد و ممکن است صد هزار سال دیگر و مصلحت اقتضا نکند که حضرت تشریف بیاورد،در طول این مدت مدید احکام اسلام باید زمین بماند واجرا نشود، وهر که هر کاری خواست بکند؟ هرج و مرج است؟ قوانینی که یغمبر اسلام ار راه بیان تبلیغ نشر اجرای آن23سال زحمت طاقت فرسا کشید فقط برای مدت محمدوی بود؟! ایا خدا اجرای احکامش را محدود کرد به دویست سال؟! او پس از غیبت صغرا اسلام دیگر همه چیزی را رها کرده است؟! اکنون که دوران غیبت امام(علیه اسلام)پیش امده وبناست احکام حکومتی اسلام باقی بمانده و استمرار پیدا کند و هرج ومرج روا نیست،تشکیل حکومت لازم می اید. عقل هم به ما حکم می کند که تشکیلات لازم است تا اگر به ما هجوم اوردند بتوانیم جلو گیری کنیم اگر به نوامیس مسلمین تهاجم کردند، دفاع کنیم... برای جلوگیری از تعدیات افراد نسبت به یکدیگر هم حکومت و دستگاه قضایی وا ارجایی لازم است. چون این امور به خودی خود صورت نمیگیرد، باید حکومت تشکیل داد. منبع:امام خمینی، کتاب ولایت فقیه،ص27 همان،ص:50 برچسبها: رهبر خوبان, شبهه در خصوص بحث ولایت فقیه, ولایت فقیه, , [ دو شنبه 8 مهر 1392
] [ 14:50 ] [ خادم الشهدا ] سید علی اندرزگو چریک سرخی که هر سپیده را با وضو از اقیانوس عظیم قرآن و نهج البلاغه آغاز می کرد و سرود صبح گاهش زیارت عاشورا بود . زین رو مجاهدی شد که نامش لرزه بر اندام شغالان امنیتی طاغوت می انداخت و تمامی آن دستگاه جهنمی را هراسان و ترسان به دنبال خویش می کشانید . اندرزگو یکی از تربیت یافتگان مکتب اهل بیت بود . شهیدی که در پیشرفت و ارتقای معارف این مکتب آنقدر پیش رفت تا به مرز شهادت رسید . سید علی اندرزگو در ظهر رمضان سال 1317 شمسی به دنیا آمد و در غروب رمضان سال 1357 شمسی به مولایش علی ( ع ) اقتدا کرد و با پیکری خونین به دیدار پروردگار شتافت . شهید اندرزگو از سن هفت سالگی به مدرسه رفت و تا کلاس ششم در مدرسه فرخی درس خواند . دوازده ساله بود که در یک مغازه نجاری شروع بکار کرد و پس از کلاس ششم بنا به خواسته خودش به درس طلبگی پرداخت . او روزها کار میکرد و شبها درس می خواند از همان دوران نوجوانی فردی فوق العاده باهوش و مهربان بود و به همه محبت میکرد . شهید اندرزگو کسی بود که در سن 13 سالگی در خیابان فریاد میزد این چه مملکتی است ؟ این چه شاهی است ؟ برچسبها: زندگینامه مجاهد شهید حجه الاسلام سید علی اندرزگو, زندگینامه کامل مجاهد شهید حجه الاسلام سید علی اندرزگو, ادامه مطلب [ یک شنبه 7 مهر 1392
] [ 14:20 ] [ ] وصیت نامه شهید منصور نظریه ایثارگری که در اسپانیا به شهادت رسید
متن زیر وصیت نامه دانشجوی شهید منصور نظریه میباشد که در سحرگاه 28 صفر ( 4/10/1360 ) مصادف با رحلت حضرت رسول اکرم ( ص ) و شهادت امام حسن مجتبی ( ع ) در یکی از شهرهای اسپانیا به شهادت رسید .
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به رهبر انقلاب امام خمینی ، درود بر شهیدان و بر روحانیت مبارز و همه همسنگران و رزمندگان ایران .
سلام بر آنها که امامشان را در تمام مدت تنها نگذاشتند و همراه و پیرو خط او بودند .
خداوندا شکر ، شکرت که مرا به پای خود بازخواستی شکرت که مرا به آرزویم رساندی ، تو خودت شاهدی که من آرزویم این بود .
من وصیتی ندارم که باشد . چیزی ندارم که بخواهم وصیت کنم . وصیت بقیه شهیدان اینقدر زیبا و کامل بوده که وصیت من چیزی را نمیتواند نشان دهد .
اولین چیزی که میخواهم بگویم از پدر و مادرم خواهش میکنم اگر انشاالله من شهید شدم که امیدوارم شهید شده باشم به معنای واقعی کلمه هیچگونه گریه و ناراحتی و یا بی تابی از خود نشان ندهند ، افتخار کنند ، خودشان میدانند چقدر من میخواستم شهید شوم ، بدانند که صبر مخصوصا در این موارد در برابر خدا بسیار ارزش دارد و مرا در پیشگاه خدا خجالت زده و شرمنده نکنند .
منصور نظریه
تاریخ شهادت : 4/10/1360 محل شهادت : یکی از شهرهای اسپانیا محل دفن : گلزار شهدای بهشت زهرا ( س ) قطعه 24 ردیف 124 شماره 9 برچسبها: وصیت نامه شهید منصور نظریه, شهید منصور نظریه, محل دفن شهید منصور نطریه, محل شهادت منطور نظریه, بیوگرافی شهید منصور نظریه, [ یک شنبه 7 مهر 1392
] [ 12:57 ] [ خادم الشهدا ] به نام الله روشنگر راه تقوا پیشگان
نامم مجید است و مکتبم اسلام کتابم قرآن است و کارم جهاد راهم یکی است و راه امام ، که راه امام بود ، راه تقواپیشگان ، قلبم بود جایگاه نور عین ، شاهراهی بود درون دلم که در انتهای شاهراه بود کلبه ای ، کلبه ای ساخته از کوخ و خون ، که بر سر درش حک شده این ندا : ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عندربهم یرزقون . سلام بر امام عصر خمینی بت شکن پیر جماران رهبر آزادگان ، یاور مستضعفان ، دشمن مستکبران ، سلام بر امت حزب الهی ایران ، سلام بر آنان که از ایثار جان و مالشان در راه خدا دریغ نمی کنند . ای امت رزمنده ایران ، ای شهیدپروران وای شهید دادگان در راه خدا ، روی سخنم با شماست ، منهم جزء کوچکی از دریای بیکران شما بودم و در میان شما ، هم دین ، هم مسلک و هم رزم ، ولی اکنون شاید خدا به حقیر نظری افکند و درجه گهربار شهادت را نصیبم نماید . و حال که شما مانده اید عاجزانه درخواست می کنم که پشتیبان ولایت فقیه بوده و با این کار خود پوزه آمریکا را به خاک بمالید و طول عمر رهبر را خواستار باشید خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار . خدمت پدر عزیزم : ای تو که هم رزم و هم فکر من بودی ، هیچ از نبود من ناراحت نباش و تا می توانی به اسلام خدمت کن که طبق شعار همیشگی : چپ و راست نابود است اسلام پیروز است ، آقا جان اگر در طول این مدت از طرف حقیر به شما اهانتی شده امیدوارم مرا ببخشید . آقا من از کوچکی عشق حسین ( ع ) در دل داشتم و اگر راه او را نمی رفتم بدان که ز عشقش دیوانه می گشتم . که همانطور که سروده شده : بزرگ فلسفه شاه دین این است که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است . این مرام حسین ( ع ) بود و من چه می توانستم بکنم جز پیمودن این راه . خدمت مادر غم پرورم : تو بدان که اجر تو بیشتر از من است چون تو مانند زهرا ( ع ) پسری پروردی که در راه حسین ( ع ) قدم بردارد و هیچ خودت را ناراحت نکن انشاالله به بهای خون ما نهال انقلاب پا می گیرد و نسلهای بعدی معنی اسلام واقعی را به مفهوم کلی می فهمند و در سایه آن زندگی می کنند مادر من : در مدت طول عمرم به شما خیلی ناراحتی دادم امیدوارم به بزرگی خودت مرا ببخشی . ادامه در ادامه مطلب برچسبها: وصیــتنامه شهــید مجید تاج الـــدین, شهید مجید تاج الدین, , ادامه مطلب [ شنبه 6 مهر 1392
] [ 17:49 ] [ خادم الشهدا ] وصیت نامه شهید ناصر کاظمی ( فرمانده سپاه کردستان ) در مکتب اسلام هر مسلمان موظف است وصیت نامه ای از خود بر جای گذارد البته تا اینجا که یادم است تاکنون چندین وصیت نامه نوشتم که متاسفانه بعلت اینکه سعادت شهادت نداشتم آنها قدیمی شده است این وصیت نامه جدیدم است . البته اینجانب معتقدم هر که هر کاری کرد و هر نوشته ای که جمع آوری کرده باشد ، با خود به آن دنیا خواهد برد و آن پروردگار یکتا است که باید قضاوت کند . شاید بیش از دو سال است که آمادگی شهادت را ، به نظر خودم دارا می باشم ولی نظر خودم اصلا شرط نیست نظر خداوند تبارک و تعالی شرط است .
وصایایم را به ترتیب ذیل ذکر می نمایم امید است که تمام دوستان مومن و معتقد ، در آخرت شفاعت ما را بنمایند .
· تنها مکتب رهایی بخش مستضعفین از دست مستکبرین ، مکتب انقلابی اسلام می باشد · برای اینکه در این دنیای زودگذر گرفتار انحراف نفس نشوید ، همیشه به یاد خدا باشید · جهت ادامه انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی و متصل شدن به انقلاب جهانی حضرت مهدی ( عج ) همیشه سراپا گوش به فرمان امام و یاران صدیق و مومن امام که عملا در خدمت انقلاب و اسلام عزیز بوده اند ، باشید . · ماهی یک بار به قبرستان شهداء بروید و درس مبارزه و ایثار و گذشتن از دنیا و پیوستن به شهدای صدراسلام را فرا گیرید . · سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تا حد امکان از نظر عقیدتی ، سیاسی و نظامی تقویت نمایید و به خصوص سپاه را در یک سازماندهی واحد و طی یک ضوابط واحد در سراسر مملکت بسط و گسترش دهید . · از اینکه کاری اشتباه انجام داده اید از گفتن آن ابا نداشته باشید . · سیاستمداران همیشه باید از افرادی مخلص و صادق و باتقوا باشند تا بتوانند سیاست مکتب اسلام را پیاده نمایند . · سعی را بر جذب نیروهای جوان بگذارید نه دفع آنان . · سعی کنید تحمل عقیده مخالف را داشته باشید مانند شهید مظلوم آیت الله دکتر سید محمد حسین بهشتی . · ازاختلافات داخلی به خاطر رضای خدا و خون شهدای انقلاب اسلامی بپرهیزید . · سعی شود که قانون اسلام در مورد همه بطور یکسان اجرا شود و فرقی بین یک فرد عادی و سپاهی و روحانی و دولتمرد نباشد و امید است که مسئله زمین بنفع مستضعفین در حکومت اسلامی حل شود و دنیا ما را در این مورد الگو قرار دهد . برچسبها: وصیت نامه شهید ناصر کاظمی , شهید ناصر کاظمی, محل دفن شهید ناصر کاظمی, محل شهدات ناصر کاظمی, بیوگرافی شهید ناصر کاظمی, , ادامه مطلب [ شنبه 6 مهر 1392
] [ 16:20 ] [ خادم الشهدا ] وصیت نامه سردار رشید اسلام شهید رضا وفایی اقدم برچسبها: وصیت نامه شهید رضا وفائی اقدم, شهید رضا اقدم, , [ شنبه 6 مهر 1392
] [ 16:14 ] [ خادم الشهدا ] بسم رب الشهدا والصديقين ان الله اشتري من المومنين انفسهم و اموالهم لهم الجنه يقاتلون في سبيل الله فيقتلون و يقتلون و ذلك هوالفوز العظيم همانا خداوند جان ومال مومنين را به بهاي بهشت از اينان خريداري نموده كه در راه خدا جهاد مي كنند سپس مي كشند و خود كشته مي شوند و اين خود سعادت و پيروزي عظيمي است . اين وصيتنامه هايي كه اين عزيزان (شهدا) مي نويسند مطالعه كنيد و يك روز هم يكي از اين وصيتنامه ها را بگيريد و مطالعه كنيد و تفكركنيد. (امام خميني) با عرض سلام به ساحت مقدس ولي عصر امام زمان (ارواح العالمين له الفدا) و درود و سلام بر منجي انسانيت امام كبير, رهبر انقلاب, دادرس مستضعفان, قلب امت و همه چيز و همه وجود من خميني, آن روح خدا, بت شكن زمان كه از خداوند مي خواهم كه تمام عمر مرا يك لحظه كند و آن يك لحظه را نيز به عمر پر افتخار او بيفزايد ودرود بر تمامي شهدا از صدر اسلام تا كنون. به هنگام رفتن از دنياي زشتيها خدايا, خدايا, بار پروردگارا شهادت را نصيبم گردان و به هنگام رفتن از دنياي زشتيها, هنگام به خاك سپردنم به يادم باش زيرا كه يك عمر به يادت بودم. اگر خداوند دعوتم كرد و سعادت عظيم و پر افتخار (شهادت) را نصيبم فرمود, بدانيد كه اين نهايت آرزوي من است و نتيجه ساعتها با خداوند راز و نياز كردن و از او درخواست همان آرزوي ديرينه ام نمودن است. مادر مهربانم اگر من شهيد شدم تنها خواهش و آرزوي كه دارم اين است كه گريه نكني مي دانم كه تو گريه مي كني اما صبر كني خداوند اجر عظيمي به تو خواهد داد. پدر عزيزم من مي دانم كه فرزند خوبي برايتان نبودم و نتوانستم آنطور كه بايد رضايت خاطر شما را جلب بكنم اما بدانيد با آگاهي كامل به نداي غريبي و تنهايي امامم لبيك گفتم كه اي روح خدا و اي خميني كبير, وارث حسين (ع) اگر ديروز مردم كوفه به فرياد (هل من ناصر ينصرني) جد بزرگوارت گوش ندادند اما امروز ما جوانان مثل كوفيان نيستيم بلكه جوابت را عاشقانه مي دهيم و با عشق وافر به سوي الله آن نور هدايت كننده بيچارگان مي شتابيم. واما شما اي برادران و خواهران, به شما وصيت مي كنم كه هميشه و درهمه حال بخاطر خدا و براي خدا زندگي كنيد و همه كارهايتان براي رضاي او باشد و پس به نماز كه ستون دين و به قرآن منطق اسلام و به نهج البلاغه روي بياوريد كه سعادت همگي در اين ها ست. امام امت روح ملت رهبر كبير انقلاب را در هيچ شرايطي از ياد نبريد و هميشه دعا گوي او باشيد تمام دستورات او را مو به مو اجرا كنيد. به هيچ وجه او را غمگين نكنيد چون او امروز به منزله حسين(ع) است نسبت به اهل كوفه. پس چون كوفيان نباشيد و امام را مثل عقيق انگشتر حفظ كنيد كه او منجي همه ما مسلمانان جهان است. ادامه در ادامه مطلب برچسبها: وصیت نامه شهید جليل گنجور امين, ادامه مطلب [ شنبه 6 مهر 1392
] [ 15:12 ] [ خادم الشهدا ] مادرم ، مادر خوبم که تورا بعد از خدا بیشتر از چشمانم دوست دارم . کوه باش و چون کوه استقامت کن ! لحظه ای از نام و یاد خدا غافل مباش و در این راه بکوش و هر چه بکوشی باز هم کم است . ای مادرم ، قامتت را بلند گیر و ندای الله اکبر ، خمینی رهبر و سخن شهیدان راه خدا را به مردم برسان که همانا سخن آنان پیروی کردن از قرآن و خداست . شهید اکبر بیک محمد لو اگر کشته شدم ، مادرم ، برایم اشک نریز ، نه برای اینکه کشته شدم ، نه ! برای اینکه لایق اشک هایی که میریزی نیستم . شهید عبدالله( کیانوش )عقابی مادرم من برای این به جبهه آمدم که تو در میان مردم سربلند باشی و افتخار کنی که چنین فرزندی داری و با افتخار بگویی که من هم فرزندی در راه اسلام و آبادانی مملکتم دادم . شهید حبیب الله مجید زاده آری ، براستی که مستضعفین وارثان زمین می شوند و ما پیش قراولها و وارثان زمین هستیم . و شما ، ای خانواده ای که برای من بهترین خانواده هستید ، پدر و مادر ، شما بدانید هیچ قدرتی نمی تواند آتش خشم ملتی را که برای اسلام به پا خاسته فرو نشاند . و شما ، پدر و مادرم ، ما مصمم هستیم که روزی این جان را به صاحب اصلی برگردانیم . چه بهتر که این جان را در راه خودش فنا کنیم . شهید حیدر کوشی برای فدا کردن چند قطره خون ناقابلم ، که هیچ ارزشی در مقابل اسلام ندارد ، به جبهه می روم تا شاید ذره ای از این سفری که در آن هستم در راه خدا باشد و برای خدا باشد . برادرها و پدرجان و مادرجان ، به شما از خدا و راه خدا می گویم که همیشه به فکر خدا باشید و در راه خدا قدم بردارید و هیچ وقت و هیچ جا از خدا غافل نشوید که شیطان در انتظار است که شما را به سوی خود بکشد . و امام را یاری کنید . پیرو خط امام باشید و امام را دعا کنید . به مسجد بروید و در نماز جماعت شرکت کنید و شبها ، نماز شب بپا کنید . شهید محسن شادفر زندگی دنیا را دوست ندارم . و زنده ماندن فقط این ارزش را دارد که انسان خداوند را عبادت کند . و برای خدا بودن و کار برای خدا کردن خود عبادت است پس ارزش دنیا به عبادت رحمن و رحیم است . شهید هادی آشوری در نبود من شیرینی پخش کنید و شهادت مرا تبریک عرض کنید که انشا الله من برای شما با قیامت الصالحات و ذخیره الآخره باشم و بتوانم شفیع شما در آن دنیا باشم انشا الله تعالی . من از افرادی که امام خمینی را یاری نمی کنند بی زاری می جویم و انها را دعوت به اصلاح و تهذیب نفس و متهذب شدن می کنم . شهید ابوالفضل نقاد دوستان من فقط چند نمونه از این پیام ها رو برای شما عزیزان نوشتم و به انتخاب خودم هر کس پیام هر شهید را می خواهد با ذکر اسم شهید من پیام را در همین وبلاگ برای آن عزیز درج می کنم . به امید روزی که ادامه گر راه این عزیزان باشیم . برچسبها: پیام شهید به پدر و مادر, [ پنج شنبه 4 مهر 1392
] [ 22:30 ] [ خادم الشهدا ] پانزدهم مرداد ماه، بیست و ششمین سالروز شهادت سردار مصطفی ردانیپور (1337 ـ 1362) است. مصطفی ردانیپور سال 1337، در شهر اصفهان به دنیا آمد.وی در حوزه علمیه اصفهان و سپس مدرسه حقانی قم تحصیل کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با عضویت در شورای فرماندهی سپاه پاسداران یاسوج، فعالیتش را در مسیر ارایه خدمات فرهنگی به آن منطقه آغاز کرد. با آغاز حرکت ضد انقلاب در کردستان به آن منطقه و سپس برای دفاع از مرزهای میهن در برابر ارتش متجاوز صدام، به جبهه دارخوین رفت. کتاب «سلوک سرخ» که نگاهی به زندگی و خاطرات سردار شهید مصطفی ردانیپور است، توسط لشکر 14 امام حسین(ع) و کنگره بزرگداشت سرداران شهید استان اصفهان در قطع رقعی و 115 صفحه و با شمارگان 5000 نسخه، در سال 1375 منتشر شده است. برچسبها: کتابشناسی شهید مصطفی ردانیپور, [ پنج شنبه 4 مهر 1392
] [ 22:26 ] [ خادم الشهدا ] وصیت نامه شهید ناصر کاظمی ( فرمانده سپاه کردستان ) در مکتب اسلام هر مسلمان موظف است وصیت نامه ای از خود بر جای گذارد البته تا اینجا که یادم است تاکنون چندین وصیت نامه نوشتم که متاسفانه بعلت اینکه سعادت شهادت نداشتم آنها قدیمی شده است این وصیت نامه جدیدم است . البته اینجانب معتقدم هر که هر کاری کرد و هر نوشته ای که جمع آوری کرده باشد ، با خود به آن دنیا خواهد برد و آن پروردگار یکتا است که باید قضاوت کند . شاید بیش از دو سال است که آمادگی شهادت را ، به نظر خودم دارا می باشم ولی نظر خودم اصلا شرط نیست نظر خداوند تبارک و تعالی شرط است .
وصایایم را به ترتیب ذیل ذکر می نمایم امید است که تمام دوستان مومن و معتقد ، در آخرت شفاعت ما را بنمایند .
· تنها مکتب رهایی بخش مستضعفین از دست مستکبرین ، مکتب انقلابی اسلام می باشد · برای اینکه در این دنیای زودگذر گرفتار انحراف نفس نشوید ، همیشه به یاد خدا باشید · جهت ادامه انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی و متصل شدن به انقلاب جهانی حضرت مهدی ( عج ) همیشه سراپا گوش به فرمان امام و یاران صدیق و مومن امام که عملا در خدمت انقلاب و اسلام عزیز بوده اند ، باشید . · ماهی یک بار به قبرستان شهداء بروید و درس مبارزه و ایثار و گذشتن از دنیا و پیوستن به شهدای صدراسلام را فرا گیرید . · سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تا حد امکان از نظر عقیدتی ، سیاسی و نظامی تقویت نمایید و به خصوص سپاه را در یک سازماندهی واحد و طی یک ضوابط واحد در سراسر مملکت بسط و گسترش دهید . · از اینکه کاری اشتباه انجام داده اید از گفتن آن ابا نداشته باشید . · سیاستمداران همیشه باید از افرادی مخلص و صادق و باتقوا باشند تا بتوانند سیاست مکتب اسلام را پیاده نمایند . · سعی را بر جذب نیروهای جوان بگذارید نه دفع آنان . · سعی کنید تحمل عقیده مخالف را داشته باشید مانند شهید مظلوم آیت الله دکتر سید محمد حسین بهشتی . · ازاختلافات داخلی به خاطر رضای خدا و خون شهدای انقلاب اسلامی بپرهیزید . · سعی شود که قانون اسلام در مورد همه بطور یکسان اجرا شود و فرقی بین یک فرد عادی و سپاهی و روحانی و دولتمرد نباشد و امید است که مسئله زمین بنفع مستضعفین در حکومت اسلامی حل شود و دنیا ما را در این مورد الگو قرار دهد . · اگر کسی مسئول شد موظف است که بر کار زیردستان خود تا حدامکان و توان نظارت نماید وگرنه باید از آن مسئولیت کنار رود . · سعی شود که در سه وزارتخانه ، آموزش و پرورش ، وزارت کشور و وزارت امور خارجه بهترین و مکتبی ترین افراد وارد شوند و اگر چنانچه در این سه وزارتخانه مسامحه شود مسئولین در پیشگاه خدا و امت ، مسئول خواهند بود . · زندان جمهوری اسلامی باید دانشگاه باشد و سعی شود اصلا ساختمانهایی که جدیدا جهت احداث زندان ساخته می شود با معیار کاملا اسلامی باشد و بهترین و مکتبی ترین افراد بازجو و زندانبان باشند . · برای موفقیت در کردستان باید صفوف ضد انقلاب از مردم جدا شود با ضدانقلاب با قاطعیت و با مردم محروم و مستضعف کرد با مهربانی هر چه تمامتر رفتار شود . · از تهمت زدن بدون علم و آگاهی به دیگران شدیدا پرهیز کنیم . · اگر چنانچه جنازه ام پیدا شد در بهشت زهرا ( س ) خاک نمایید . · تمام اموالم را به بی بضاعتهای واقعی طی تشخیص همسرم و خواهرم و برادرم تقسیم شود .
در پایان این نکاتی را که تذکر دادم هر کسی در رابطه با مسئولیتش جهت رضای خدا اگر درست است اجرا نماید وگرنه اجرا ننماید . در آخر خودم به این نتیجه رسیده ام که تمام اعضاء خانواده ام کاملا آماده شهادتند بخصوص همسرم و خواهرم و مادرم و برادرانم و پدرم دارا می باشد امید است که همگی مرا حلال بنمایند . ناصر کاظمی
شهید ناصر کاظمی فرزند درویش محل تولد – تهران سال تولد – 12/3/1335 محل شهادت – پیرانشهر سال شهادت – 6/6/1361 محل دفن – گلزار شهدای بهشت زهرا ( س ) تهران – قطعه 24 ردیف 76 شماره 27 برچسبها: وصیت نامه شهید ناصر کاظمی, [ پنج شنبه 4 مهر 1392
] [ 14:38 ] [ خادم الشهدا ] وصیت نامه شهید علیرضا موحد دانش ( فرمانده لشگر10 سیدالشهداء )
بسم الله الرحمن الرحیم اشهد و ان لا اله الا الله اشهد و ان محمد رسول الله ( ص ) اشهد و ان علی ولی الله سلام علیکم ، در زمانی قلم به نیت وصیت بر کاغذ می لغزانم که هیچگونه لیاقت شهادت را در خود نمی بینم وقتی به قلبم رجوع میکنم غیر از سیاهی و تباهی و معصیت چیزی نمی یابم و به همین دلیل است که از پروردگار توانا عاجزانه میخواهم که تا مرا نیامرزیده است از دنیا نبرد ، پروردگارا با گناهی زیاد از تو که لطف و کرمت را نهایتی نیست ، تقاضای عفو و بخشش دارم و الهی بنده ای که تحمل از دست دادن یک دست را ندارد چگونه بر آتش دوزخت توان دارد ، خدایا توبه ام را بپذیر و از گناهانم درگذر که غیر از تو کسی را ندارم و غیر از تو امیدی ندارم مردم بدانید راهی را که در آن گام نهاده ایم که همانا راه حسین ( ع ) است به اختیار انتخاب کرده و تا آخرین نفس و آخرین رمقی که به تن داریم در سنگر رضای خدا خواهیم ماند و به دشمن زبون کافر خواهیم فهماند که ملتی که پشتیبانش خداست و پیشاپیش امام زمان فی سبیل الله در مقابل تمامی متحدان کفر خواهد ایستاد و انشاءالله پیروز خواهد شد . پدر و مادر عزیزم همانگونه که در شهادت برادرم صبر کردید و استقامت ورزیدید اکنون نیز صبر پیشه کنید در حدیث است که هر گاه پدر و مادری در مرگ دو فرزندشان استقامت کنند خداوند کریم اجری عظیم ( بهشت ) نصیبشان میکند شما خوب میدانید که شهید عزادار نمی خواهد رهرو میخواهد برادر ، بودن شما هم با قلم و قدم و زبانتان پشتیبان انقلاب و امام عزیز باشید مادر عزیزم به مادران بگو مبادا از رفتن فرزندتان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا نمیتوانید جواب زینب ( س ) را بدهید که تحمل هفتاد و دو تن شهید نمود . پدر و مادر عزیزم بخاطر تمام بدیها و ناسپاسیهایی که به شما کردم مرا ببخشید و حلالم کنید و از همه برای من حلالیت بخواهید ، از همسرم که امانتی است از من نزد شما خوب حفاظت کنید که مونس آخرین روزهایم بود . برادران عزیز برادری داشتم که در راه خدا فدا شد قبلا در وصیت نامه ام با او صحبت و درد و دل میکردم اکنون به شما توصیه میکنم که برادران عزیزم نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین ( ع ) در میدان نبرد شهید شد مبادا در غفلت بمیرید که علی ( ع ) در محراب عبادت شهید شد و مبادا در بی تفاوتی بمیرید که علی اکبر حسین در راه حسین ( ع ) و با هدف شهید شد پدر و مادر و همسر عزیزم مراقبت کنید آنان که پیرو خط سرخ امام خمینی نیستند و به ولایت او اعتقاد ندارند بر من نگریند و بر جنازه من حاضر نشوند در زنده بودنمان که نتوانستیم در وجودشان اثری بگذاریم شاید در مرگمان فرجی باشد و بر وجدان بی انصافشان اثر گذارد .
17/11/1361 شهید علیرضا موحد دانش نام پدر : غلامحسین محل تولد – تهران سال تولد – 27/6/1337 محل شهادت – حاج عمران سال شهادت – 13/5/1363 محل دفن – گلزار شهدای بهشت زهرا ( س ) تهران – قطعه 24 ردیف 73 شماره 25 برچسبها: وصیت نامه شهید علیرضا موحد دانش, [ پنج شنبه 4 مهر 1392
] [ 14:32 ] [ خادم الشهدا ] فرازهایی از وصیت نامه برچسبها: شهید محمد ناصر اشتری, [ پنج شنبه 4 مهر 1392
] [ 14:29 ] [ خادم الشهدا ] 51- سرجلسه ، وقت نماز که می شد، تعطیل می کرد تا بعد نماز . داشتیم می رفتیم اهواز . اذان می گفتند. گفت« نماز اول وقت رو بخونیم .» کنار جاده آب گرفته بود. رفتیم جلوتر؛ آب بود . آنقدر رفتیم ، تا موقع نماز اول وقت گذشت . خندید و گفت « اومدیم ادای مؤمن ها رو در بیاریم ، نشد.» برچسبها: چند خاطره از شهید مهدی باکری, [ پنج شنبه 4 مهر 1392
] [ 14:8 ] [ خادم الشهدا ] هشتم آبان ماه روز نوجوان است. این روز به یاد شهادت یک نوجوان سیزده ساله در اولین ماههای جنگ تحمیلی، روز نوجوان نامیده شده. بیست و پنج سال پیش، در هشت آبان پنجاه و نه، «حسین فهمیده» سیزده ساله به شهادت رسید. او یکی از ۳۶ هزار دانش آموز شهید ایرانی است. حسین فهمیده در سال ۱۳۴۶ در روستای سراجه شهر قم به دنیا آمد. در بحبوحه انقلاب، حسین یازده ساله، از قم اعلامیه می آورد و در روستا پخش می کرد. حتی چندبار ضد انقلابها کتکش زده بودند تا دست از این کارها بردارد اما او منصرف نشده بود. ۱۲ بهمن ۵۷، در بیمارستان بود. در اثر تصادف، طحالش پاره شده بود. تا از بیمارستان مرخص شد، آنقدر اصرار کرد که پدر و مادرش، او را با برادر بزرگترش داوود، به تهران فرستادند تا حضرت امام را زیارت کند. مدتی بعد، ضد انقلاب اوضاع کردستان را به هم ریخت. حسین مثل اسپند روی آتش شده بود. زود از طریق بسیج، خودش را به کردستان رساند اما به خاطر کمی سن و کوتاهی قد، بچه های سپاه برش گرداندند و از خانواده اش تعهد گرفتند تا دیگر به کردستان نرود. وقتی که رژیم بعثی عراق در ۳۱ شهریور ۵۹ به ایران حمله کرد، حسین در خانه بند نشد. زود به راه افتاد و خودش را به خوزستان رساند. آنجا آنقدر اصرار کرد تا قبول کردند بماند. مدتی بعد با دوستش محمدرضا شمس زخمی شدند و آنها را به بیمارستان ماهشهر بردند. حسین و محمدرضا تا حالشان خوب شد، دوباره به جبهه برگشتند. اما اینبار فرمانده اجازه نمی داد حسین به خط مقدم نبرد برود. چند روز بعد، حسین با کلی لباس و اسلحه عراقیها پیش فرمانده شان آمد. فرمانده با کمال تعجب فهمید که او اینها را با دست خالی از عراقیها غنیمت گرفته است. همین شد که به حسین اجازه داد تا دوباره به خط مقدم برگردد. روز هشتم آبان ۱۳۵۹، حسین فهمیده و محمدرضا شمس، در نزدیکترین سنگرها به دشمن، کنار هم بودند. محمدرضا مجروح شده بود و حسین، با هر جان کندنی که بود، دوستش را به عقب رساند تا مداوا شود. اما حسین فهمیده در پشت خط نماند. دلش رضا نمی داد که سنگرشان را خالی بگذارد. او وقتی به سنگر رسید که پنج تانک عراقی، مغرورانه رجز می خواندند و پیش می آمدند تا رزمندگان ایرانی را محاصره کنند و بعد همه شان را به قتل برسانند. تنها راه پیش روی حسین فهمیده، فداکردن خودش برای نجات همرزمانش بود. حسین سیزده ساله، آخرین نارنجکهای باقیمانده را به خود بست و به سمت تانکها حرکت کرد. در همین فاصله، تیری به پای حسین خورد اما او کوتاه نیامد. با همان پای زخمی، کشان کشان خودش را به اولین تانک رساند و ضامن نارنجکها را کشید. با صدای انفجار تانک جلویی، چهار تانک دیگر ، با این خیال که رزمندگان اسلام حمله کرده اند، فرار را برقرار ترجیح دادند. بقیه رزمنده ها تازه متوجه نقشه دشمن برای محاصره شان شدند. آنها با فکر اینکه نیروی کمکی آمده، جان تازه ای گرفتند و چهار تانک درحال فرار را هم نابود کردند. مدتی بعد، نیروهای کمکی به خط مقدم رسیدند و آن قسمت را، از لوث وجود متجاوزان بعثی پاک کردند. یکی از همان روزهای سرد پاییزی، ساعت هشت صبح، رادیو برنامه های عادی اش را قطع کرد و خبر عملیات شهادت طلبانه یک دانش آموز سیزده ساله را پخش نمود. پشت آن، پیام حضرت امام را خوانند: «رهبر ما آن طفل سیزده سالهای است که با قلب کوچک خود ـ که ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگتر است ـ با نارنجک، خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید» برچسبها: زندگی نامه شهیدحسین فهمیده, ادامه مطلب [ دو شنبه 1 مهر 1392
] [ 11:52 ] [ خادم الشهدا ] شهید حسن آقاسی زاده در فروردین 1338 در منزل کوچک و محقری همزمان با اذان صبح به دنیا آمد و موقع تولدش سرش تراشیده و نافش زده و پرده ای مانند نقاب بر صورت داشت.بسیار پاک و پاکیزه بود .دوران طفولیت ایشان سپری شد درحالی که بسیار بی آزار و جست و جو گر بود از همان موقع کودکی خود را به سجاده می رساند برای نماز خواندن .در سال 44 در دبستانی واقع در کوچه خواجه ربیع مشهد ادامه تحصیل داد.دوران دبستان را با معدل 20 به اتمام رساند.در سال 50 وارد دبیرستان فردوسی شد و در رشته ریاضی ثبت نام نمود.در سال 55 که سال آخر تحصیلاتش در دبیرستان فردوسی بود برای چندمین بار از من دعوت به عمل آوردند،ابتدا تعریف از هوش و حافظه و اعتقاد مذهبی او و سپس هر یک از مسئولین دبیرستان نظریاتی اعلام کردند و در نهایت آموزگار حسن گفت: حاج حسن را دریابید و گرنه در اختیار ساواک خواهد بود!عرض کردم چرا!؟ گفت:دیروز سر کلاس اعلامیه هایی از طرف حضرت امام در کلاس توزیع می کرده .! برچسبها: زندگی نامه شهید حسن اقاسی زاده شعر باف, [ دو شنبه 1 مهر 1392
] [ 11:48 ] [ خادم الشهدا ] |
|